چرا روان‎‌‎درمانی مورد نیاز همه ماست؟
ریحانه باغبانی شمیرانی: باورها و تصوارت بسیاری میان افراد جامعه شایع است که ما را از امتحان کردن فرآیند روان ‏‎‌‎درمانی باز می‎‌‎دارد. برای مثال این تفکر وجود دارد که باید کمی دیوانه باشیم، یا مشکلی بسیار بزرگ و عجیب داشته باشیم تا به یک روان‎‌‎درمانگر مراجعه کنیم.

به گزارش علاج نیوز، همین تصورات موجب می‎‌‎شود که افراد از ترس مورد قضاوت قرار گرفتن توسط اطرافیان، برای دریافت خدمات روان‎‌‎درمانی اقدام نکنند. با وجود چنین تفکراتی به سختی می‎‌‎توان این موضوع را درک کرد که درمان روانی فقط برای افراد خاص و دارای مشکلات حاد نیست، بلکه برای همه است. نیاز داریم به این نکته ساده توجه کنیم که کاملاً عادی است که مواقعی در طول زندگی نسبتاً گیج و کمی مضطرب شویم، یا اینکه گاهی اوقات مسائل مربوط به دوستان، رابطه عاطفی، زندگی خانوادگی و محیط شغلی ما را به چالش بکشند. از طرفی همین موارد معمول کافی هستند تا ما تصمیم بگیریم وارد اتاق درمان شویم و از یک درمانگر کمک بگیریم.

بنابراین، تنها شرایط برای ورود به فرآیند روان‎‌‎درمانی این است که یک انسان معمولی باشیم. همچنین نگرانی‎‌‎هایی از عجیب ‏‎‌‎بودن قرار گرفتن در این فرآیند وجود دارد؛ زیرا معمولاً هیچ ایده‎‌‎ای نداریم که درون آن اتاق قرار است چه اتفاقی بیفتد. از طرفی این حقیقت وجود دارد که ما برای درمان کسی را ملاقات خواهیم کرد که تا به امروز هرگز او را نمی‎‌‎شناخته‎‌‎ایم. و می‎‌‎خواهیم مسائل و چالش‎‌‎های مهم زندگی خود را برای او بازگو کنیم. این در حالی است که فاش کردن رازهای درونی خود برای یک فرد غریبه کار ساده‎‌‎ای نیست. چرا که در گام اول اعتمادکردن به کسی که او را تا به حال ندیده‎‌‎ایم کمی دشوار به نظر می‎‌‎رسد. اما آن‎‌‎چه می‎‌‎تواند در این شرایط به ما کمک کند توجه کردن به این واقعیت است که چنین فردی آموزش دیده تا به حرف‎‌‎هایمان گوش کرده. و به ما در چالش‎‌‎هایی که دست به گریبان آن‎‌‎ها هستیم یاری کند‎.



چرا با یک دوست صحبت نکنیم؟


دوستان را نمی‎‌‎توانیم جایگزین درمانگر کنیم زیرا آن‎‌‎ها به درستی و به شکل حرفه‎‌‎ای برای گوش‎‌‎دادن به مسائل و چالش‎‌‎های زندگی شخصی ما آموزش ندیده‎‌‎اند. از همین رو است که گاهی می‎‌‎توان این مسئله را دریافت که در زمان همصحبتی، آن‎‌‎ها وقفه‎ ‎زیادی در صحبت‎‌‎های ما ایجاد می‎‌‎کنند. و مدام در حال قطع‎‌‎کردن ما هستند و تمرکزشان بر روی فعالیت‎‌‎های خودشان است.

دومین علتی که دوست خود را انتخاب نمی‎‌‎کنیم این است که گاهی اوقات راحت‎‌‎ترمی‎‌‎توان به کسی که شناخت و انتظارات قبلی از ما ندارد چیزهای مهمی را درباره آنچه که هستیم بگوییم. زیرا کمتر نگران این موضوع هستیم که مورد قضاوت از طرف او قرار بگیریم.

علاوه بر تمامی این مسائل، درمانگران به واسطه حرفه‎‌‎شان و آموزشی که دیده‎‌‎اند، آخرین افرادی هستند که شما را قضاوت می‎‌‎کنند. زیرا مفهوم آن‎‌‎ها از یک انسان معمولی بسیار گسترده‎‌‎تر از چیزی است که جامعه در نظر دارد. آن‎‌‎ها می‎‌‎دانند که ما تا چه اندازه می‎‌‎توانیم غیر قابل پیش‎‌‎بینی و شگفت‎‌‎انگیز باشیم. به ویژه در روابط خود و مسائلی که بابت آن‎‌‌‎ها دچار اضطراب‎‌‎‏ می‎‌‎شویم.

آموزش آن‎‌‎ها در طی سال‎‌‎ها منجر به رفتن درون خلاء‎‌‎های زندگی خودشان و دیگران می‎‌‎شود. آن‎‌‎ها می‎‌‎دانند که ما تا چه اندازه می‎‌‎توانیم شگفت‎‌‎انگیز باشیم. و این مسئله نه تنها آن‎‌‎ها را متعجب نمی‎‌‎کند، بلکه باعث مجذوب‎‌‎شدن آن‎‌‎ها می‌شود. به همین دلیل است که آن‎‌‎ها در وهله‎ ‎اول درمانگر شده‎‌‎اند. آن‎‌‎ها در نهایت به سلامت روان علاقه‎‌‎مند هستند و در راه به دست آوردن آن به ما کمک می‎‌‎کنند.‎

بیشتر بخوانید

سه بیماری روانی گریبانگیر جامعه در دوران کرونا



هزینه‎ ‎جلسات درمان


مسئله ‎هزینه می‎‌‎تواند چالش‎‌‎برانگیز باشد چرا که بعضی افراد پرداخت هزینه بابت روان‎‌‎درمانی را کاری بیهوده می‎‌‎دانند. اما نمی‎‌‎توان به طور مطلق گفت که در نهایت هزینه جلسات درمانی سنگین است یا خیر. زیرا ممکن است هزینه ‎یک جلسه ‎درمان معادل با بهای بیرون رفتن برای یک شام با جمعی از دوستان باشد که همین مبلغ می‎‌‎تواند برای یک فرد بسیار زیاد و برای فردی دیگر نه چندان زیاد باشد بنابراین شاید بتوان گفت معمولاً موضوع هزینه جلسات درمان بیشتر بستگی به ارزشی دارد که برای آن قائل هستیم.



هدف روان‎‌‎درمانی


بسیاری از مشکلات ما ناشی از نداشتن بینش کافی در مورد نحوه عملکرد ذهن خودمان است. و جلسات روان‎‌‎درمانی می‎‌‎تواند این بینش را به ما بدهد. به طور کلی می‎‌‎توان گفت اینکه ما چه می‎‌‎خواهیم، از چه چیزی می‎‌‎ترسیم. و چرا به شیوه‎ ‎خاصی عمل می‎‌‎کنیم و تحت تأثیرکدام احساسات هستیم. هدف درمان و خودشناسی است. این مهم با صحبت‎‌‎کردن مداوم با کسی محقق می‎‌‎شود که هفته‎‌‎ها با دقت به صحبت‎‌‎های ما گوش می‎‌‎دهد. و به ما کمک می‎‌‎کند به بینش عمیق‎‌‎تری نسبت به ذهن خود دست پیدا کنیم.

در این فرآیند، الگوها و روش‎‌‎های منحصر به فرد ما برای برقراری روابط با دیگران و نحوه برخورد ما با شکست‎‌‎های زندگی و اینکه ما چه رفتار مشخصی با اعضای خانواده‎ ‎خود داریم خودشان را نشان می‎‌‎دهند. از این رو است که باید بدانیم زندگی کردن یک غریزه نیست که با آن به دنیا آمده باشیم. بلکه یک مهارت است که می‎‌‎توان خود را در آن حاذق کنیم و یکی از مکان‎‌‎هایی که ما این موضوع را در آن یاد می‎‌‎گیریم، اتاق درمان است.

ممکن است در ظاهر کمی غیرمعمول به نظر برسد، اما تجربه حضور در محیط امن اتاق درمان اینکه ما معرف درمانگر خود به دیگران باشیم، نشانه‎‌‎ای از اختلال روانی ما نیست؛ بلکه این اولین نشانه سلامت عقل و تعهد مناسب بالغانه برای سلامت روان است‎.

*‏کارشناس ارشد مشاوره خانواده